شاید شما هم در مورد نوشتن ارز معذرت یا عرض معذرت دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب املای این واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم .

املای فارسی صحیح آن « عرض معذرت » است و نوشتن آن به صورت « ارز معذرت » نادرست است .

عرض معذرت درسته یا ارز معذرت
عرض معذرت درسته یا ارز معذرت

عرض معذرت

عبارت عرض ادب به معنی : ادای عذر ، بیان معذرت و عرضه داشتن پوزش نسبت به کسی می‌باشد. این عبارت معمولا در حالت رسمی و اداری آورده می‌شود.

تلفظ عرض معذرت:

تلفظ عرض معذرت

در جواب عرض معذرت چه باید گفت

معمولا در جواب عرض معذرت از این واژه ها، عبارات یا جمله ها استفاده می شود :

  • خواهش میکنم
  • اصلا فکرشم نکن
  • چیز مهمی نبود، بی خیال
  • فدای سرت عزیزم
  • فدای ی تارِ موت
  • اشکالی نداره پیش میاد دیگه
  • مسئله ای نیست
  • مخلصم
  • عزیزی
  • متقابلا بنده هم عرض معذرت دارم
  • استدعا دارم

معنی عرض در لغتنامه دهخدا

عرض [ ع َ ] (ع مص ) پیدا و آشکارا گردیدن (از منتهی الارب )، ظاهر شدن و آشکار گردیدن ، در حالی که دوام نیابد (از اقرب الموارد) || پیدا و ظاهر ساختن (از منتهی الارب ). ظاهر کردن (از اقرب الموارد)، آشکارا کردن (تاج المصادر بیهقی ) (دهار) (زوزنی ) و از آن جمله است گفته ٔ خداوند : و عرضنا جهنم یومئذ للکافرین عر
ضا (قرآن 100/18) (از منتهی الارب )، نمودار کردیم در آنروز جهنم را برای کافران نمودار کردنی.

|| بنمودن وپیش کردن کسی را (از منتهی الارب )، نشان دادن (از اقرب الموارد).

ترکیبات عرض در لغتنامه دهخدا

  • به عرض رسانیدن (رساندن ) : گفتن و بیان کردن شخص کوچکتر به بزرگتر (از فرهنگ فارسی معین ).
  • به معرض عرض رسانیدن (رساندن ) : به نظر شاه یا امیر رساند (فرهنگ فارسی معین ).
  • عرض داشتن : عارض بودن و التماس داشتن و درخواست کردن (ناظم الاطباء).
  • (مصدر) عرض کردن : به سمع بزرگی یا صاحب مقامی رسانیدن مطلبی را.
  • عرض و فرض : از اتباع. (یادداشت مرحوم دهخدا) : خود را در آن عرصه و عداد نمی دیدم که اخراج و ازعاج من موقوف ، این همه تحریر و تقدیر و عرض و فرض و وسائط و روابط باشد (منشآت میرزا ابوالقاسم قائم مقام ).

|| استدعا از شخص بزرگ بطور فروتنی و درخواست و التماس.

– مکالمه از روی تضرع و خضوع.

|| تظلم در نزد حاکم (ناظم الاطباء).

  • عرض داشتن : تظلم کردن در نزد حاکم. (از ناظم الاطباء). دادخواهی. رفع قصه. قصه برداشتن.
  • عرض عارض : درخواست و التماس و تظلم عارض. اظهار کسی که تظلم میکند. (از ناظم الاطباء).


|| پیشداشت نامه (ناظم الاطباء). پیش کردن نامه، || گزارش و بیان (ناظم الاطباء)، شرح و بیان (فرهنگ فارسی معین ).

  • عرض اندام ؛ خودنمایی (فرهنگ فارسی معین ).
  • عرض دیدار کردن ؛ نمودن و نمایش دادن (ناظم الاطباء).


|| روی بنمودن و روی خود را ظاهر ساختن (ناظم الاطباء).

  • عرض مراد کردن ؛ شرح مراد دادن (ناظم الاطباء).
  • عرض وجود ؛ عرض اندام، خودنمایی (فرهنگ فارسی معین ).


|| سان، (از ناظم الاطباء)، مانور، دفیله، رژه :

هیچ سالی نیست کز دینار سیصد چارصد
از پی عرض حشم کمتر کنی در آستین(منوچهری)

این چو روز بار لشکر پیش میر میرزاد
وان چو روز عرض پیلان پیش شاه شهریار(منوچهری)

ز بهر عرض آن مشکین نقابان
به نزهت سوی میدان شد شتابان(نظامی)

زمین را عرض نیزه تنگ داده
هوا را موج بیرق رنگ داده(نظامی)

معنی عرض در لغتنامه معین

عرض (عُ) [ ع ] (اِ) :

  1. جانب، طرف، کرانه .
  2. مال ملت، بیت المال .


(عِ رْ) [ ع ] (اِ) آبرو، ناموس .
(عَ رَ) [ ع ] (اِ)

  1. متاع، کالا.
  2. نا – خوشی، بیماری .
  3. آن چه که دوام و بقا نداشته باشد.
  4. آن چه که قائم به دیگری است و از خود وجود مستقلی ندارد.


(عَ رْ) [ ع]

  1. (مص م ) آشکار کردن، نشان دادن .
  2. (اِمص) بیان مطلب یا درخواستی با فروتنی و ادب .
  3. پهنا.
  4. مدت، زمان .

معنی عرض در فرهنگ عمید

  1. بیان مطلبی با احترام و ادب.
  2. نشان دادن، آشکار کردن.
  3. (اسم) [مقابلِ طول] پهنا.
  4. [مجاز] مدت، فاصله: در عرض یک ساعت تمام کارها را انجام داد.
  5. سان دیدن از سپاهیان و تجهیزات آن ها.
  6. اداره و گرداندن امور سپاهیان.
  7. (اسم) [جمع: عروض] [قدیمی] متاع، کالا، هرچیزی به جز مسکوک طلا و نقره.


* عرض حال: نامه ای که به دادگاه می نویسند و در آن تظلم می کنند، دادخواست.
* عرض جغرافیایی: (جغرافیا) فاصلۀ زاویه ای بین مدار هر نقطه و دایرۀ استوا.

  1. متاع، کالا.
  2. بیماری و ناخوشی.
  3. آنچه برای شخص پیش بیاید.
  4. چیزی که دوام و بقا نداشته باشد.
  5. [مقابلِ جوهر] (فلسفه) آنچه قائم به غیر باشد.
  1. نفس، ذات.
  2. جسد.
  3. ناموس و آبروی شخص.
  4. حسب ونسب که انسان به آن فخر می کند.
  5. روی کوه، گردنۀ کوه.
  6. میان دریا.
  7. جانب، ناحیه، کرانه.

مطالب پیشنهادی

(ارز معذرت یا عرض معذرت ? )

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 157

هنوز کسی رای نداده...