شاید شما هم در مورد نوشتن فرتوت یا فرطوط دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب املای این واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم .

املای صحیح این واژه « فرتوت » می‌باشد و نوشتن به صورت « فرطوط » نادرست است .

فرتوت درسته یا فرطوط
فرتوت درسته یا فرطوط

فرتوط یا فرتوت یا فرطوط ?

فرتوت یعنی چه ?

مترادف و معادل واژه فرتوت :

  • ازکارافتاده، بی حال
  • پیر
  • سالخورده
  • فرسوده
  • کهنسال
  • مسن
  • معمر
  • ازکارافتادگی
  • فرسودگی
  • کهنسالی
  • کهولت

متضاد فرتوت: برنا، جوان.

مخالف کلمه فرتوت کلاس چهارم : برنا، جوان.

اشتباه تایپی:TVJ,J
فرتوت به عربی:هرم
فرتوت به انگلیسی:decrepit
dotard
obsolete
old
senile
crone
decrepit(old man)
dotty
فرتوت به آلمانی:altersschwach
واژه فرتوت

تلفظ فرتوت:

تلفظ فرتوت

معنی فرتوت در لغتنامه دهخدا

فرتوت [ ف َ ] ( ص ) پیر سالخورده و خرف شده و ازکاررفته را گویند ( برهان ) خرف ( فرهنگ اسدی )، فرتود، در کردی فُرتوته به معنی عجوزه، ( از حاشیه برهان چ معین ) :

پیر فرتوت گشته بودم سخت
دولت تو مرا بکرد جوان(رودکی)

جهانی شده فرتوت چو پاغنده سروگیس
کنون گشت سیه موی و عروسی شده جماش(بوشعیب)

دم مرگ چون آتش هولناک
ندارد ز برنا و فرتوت باک(فردوسی)

کنون شویش بمرد و گشت فرتوت
وز آن فرزند زادن شد سترون(منوچهری)

گفت ریمن مرد خام لک درای
پیش آن فرتوت پیر ژاژخای(لبیبی)

ز بوی گل و سنبل و ارغوان
همی گشت فرتوت از سر جوان(اسدی)

ای گنبد گردنده بی روزن خضرا
با قامت فرتوتی و با قوت برنا(ناصرخسرو)

شباهنگام کاین عنقای فرتوت
شکم پر کرد از این یکدانه یاقوت

(نظامی)

آن یکی میگفت بیکاری مگر
یا شدی فرتوت و عقلت شد ز سر؟(مولوی)

کس از من نداند در این شیوه به
نبینی که فرتوت شد پیر ده(سعدی بوستان )

– فرتوت سال : ضعیف شده و ازکارافتاده از پیری، ( ناظم الاطباء ).
– فرتوت سر : به مجاز، کم خرد، آن که عقلش را از دست دهد :
مشعبد جهانی است فرتوت سر
کند کار دیگر، نماید دگر

جوینی

– فرتوت شدگی ؛ پیرشدگی و از کاررفتگی از پیری ( ناظم الاطباء ).

معنی فرتوت در لغتنامه معین

(فَ ) (ص ) = فرتود: پیر، سالخورده و از کار افتاده .

فرهنگ عمید :

پیر سالخورده و ازکارافتاده، بسیارپیر : پیر فرتوت گشته بودم سخت / دولت او مرا بکرد جوان (رودکی: ۵۰۹ ).

فرتوت به بختیاری :

بوراق: دیاق: فَر فوت ( فِرتو ).

پیر و فرتوت در جدول

  • کهنسال
  • سالخورده
  • فرسوده
  • مسن
  • کلان سال

مطالب پیشنهادی

فرتوت یا فرطوط ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 116

هنوز کسی رای نداده...