شاید شما هم در مورد نوشتن سفره یا صفره دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد، در این مطلب املای این واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم.

املای فارسی صحیح آن « سفره » است و نوشتن آن به صورت « صفره » نادرست است .

سفره درسته یا صفره
سفره درسته یا صفره

سفره یعنی ?

مترادف و معادل واژه سفره :

  1. پارچه گسترده که بر آن خوردنی و نوشیدنی میگذارند
  2. ادیم
  3. بساط
  4. خوان
  5. سماط
  6. نطع
  7. نعمت بسیار
آوا:/sofre/
سفره به عربی:مفرش المائدة
سفره به انگلیسی:tablecloth
table linen
aquifer
spread
table
table – cloth
– linen
(dinner -) table
food
mess
جدول کلمات:خوان
اشتباه تایپی:stvi
واژه سفره

معنی سفره در لغتنامه دهخدا

سفره [ س ُ رَ / رِ ] ( اِ ) گنابادی «سفره » گیلکی «سوفره »؛ پارچه گسترده که بر آن خوردنی و نوشیدنی نهند، دستارخوان. ( از حاشیه برهان قاطعچ معین ). دستارخوان. ( آنندراج ) ( دهار ) :

بگسترده بر سفره بر نان نرم
یکی گور بریان بیاورد گرم

(فردوسی)

شام ار دهد بمن دهدم خجلت
هم نقمتست سفره ناهارش(ناصرخسرو – دیوان چ تهران ص 208 )

شمشیر تو خوانی نهد از بهر دد و دام
کز کاسه سر کاسه بود سفره خوان را

انوری

بر سفره هرآنکه خورد حلوا
چون سفره شود رسن بگردن(مجیر بیلقانی)

بسفر سفره گزین خونچه مخواه
مرد خوان باش غم خانه مخور

خاقانی

از چشم زیبق آرم و در گوش ریزمش
تا نشنوم زسفره دونان صلای نان

خاقانی

تا که سفره روی او پنهان شود
تا نگین حلقه خوبان شود

مولوی

ادیم زمین سفره عام اوست

سعدی

گر نباشد بدعوتی سفره
میشود او دراز خوان هموار

نظام قاری

هرچه بر سفره و خوان تو نهند
هرچه در کام و دهان تو نهند

جامی

سفره [ س َ ف َ رَ ] ( ع اِ ) نویسندگان، ج ِ سافر است ( منتهی الارب ) ( آنندراج )، || فرشتگان که اعمال بندگان را نگاهدارند ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) || مقعد که مخرج غائط است ( غیاث ) ( آنندراج ).

سفره در لغتنامه معین

(سُ رِ ) [ ع – سُفَرة ] (اِ) پارچه ای که هنگام غذا خوردن، خوردنی ها را روی آن می چینند ، ~ ابوالفضل سفره ای که نذر حضرت ابوالفضل عباس برادر امام حسین (ع ) شده است، ~ عقد سفره ای که در مراسم عقد در برابر عروس و داماد می گسترند و در آن آیینه و شمعدان.

معنی سفره در فرهنگ عمید

۱. تکه ای مربع یا مستطیل از جنس پارچه یا پلاستیک که روی میز یا زمین می گسترانند و خوردنی ها را در آن می چینند، خوان.
۲. توشه دان مسافر.
۳. [قدیمی] طعام و توشه.
* سفرهٴ رنگین: [مجاز] سفره ای که بر آن غذاهای گوناگون باشد.

مطالب پیشنهادی

سفره یا صفره ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 87

هنوز کسی رای نداده...