حتما برای شما هم پیش آمده است واژه چکاد را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( چکاد یعنی چه ? ).

چکاد
چکاد

معنی چکاد

مترادف و معادل واژه چکاد:

  1. تارک
  2. سر
  3. فرق سر
  4. هباک
  5. ذروه
  6. راس
  7. قله
  8. پیشانی
  9. جبهه
  10. جنه
  11. سپر
  12. بالای پیشانی جبنه
  13. سر کوه قله

معنی اسم چکاد :
اسمی پسرانه به معنی: تارک سر، بالای سر، فرق سر، بالای پیشانی، جبنه، سر کوه، قله، سپر، جنه.

آوا:/CakAd/
/čekād/
چِکاد ~ چَکاد
چکاد در جدول کلمات:قله, میان سر, تارک
معنی چکاد

تلفظ چکاد:

تلفظ چکاد

معنی چکاد در لغتنامه دهخدا

چکاد [ چ َ ] ( اِ ) بالای سر را گویند عموماً، چه به لغت پهلوی «دوخ چکاد» بمعنی اصلع باشد ( برهان ). به معنی تارک سر است ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). تارک سر را گویند عموماً ( جهانگیری ) ( رشیدی )، مرادف هباک و کلال، بمعنی میان سرباشد ( از حاشیه فرهنگ اسدی چ اقبال ص 106 )، میانه ٔسر که تار و تارک و هپاک و کاج هم گویند ( شرفنامه ٔمنیری )، فرق سر ( ناظم الاطباء )، چکاده :

گر خیو را برآسمان فکنم
بی گمانم که بر چکاد آیدطاهر فضل ( از حاشیه فرهنگ اسدی )

شب و روز غرقه در احسان اویم
که تاجیست احسان او بر چکادم(سنائی)

خلاف نیست که تاج پرندگان باز است
اگر چه تاج وطن بر چکاد پوپو سود(اثیراخسیکتی)

و رجوع به چکاده و چکاد و دوخ و روخ چکاد شود.

|| بالای پیشانی را گویند عموماً ( برهان )، جبهه ( نصاب الصبیان )، برآمدگی پیشانی ( ناظم الاطباء )، پیشانی ( شرفنامه منیری )، چکاک و ناصیه، و رجوع به چکاک شود. || سرکوه را گویند خصوصا ( برهان )، چنانکه پیشانی را چکاد گویند، سر کوه را نیز چکاد خوانند ( فرهنگ اسدی چ اقبال ص 106 )، قله کوه خصوصاً ( رشیدی )، سر کوه ( شرفنامه منیری )، قله کوه ( ناظم الاطباء )، کوه سر، تیغ کوه، چکاده :

بیامد دوان دیده بان از چکاد
که آمد ز ایران سپاهی چو بادفردوسی

|| به معنی سپرهم هست که به عربی جنه خوانند ( برهان )، سپر ( جهانگیری ) ( ناظم الاطباء )، چکاده.

معنی چکاد در لغتنامه معین

(چَ ) [ په ] (اِ) =

  1. تارک سر.
  2. بالای پیشانی .
  3. سر کوه، قله .

معنی چکاد در فرهنگ عمید

۱. جلو سر، پیش سر، میان سر، تارک، بالای پیشانی، سرچکاد: شب وروز غرقه در احسان اویم / که تاجی ست احسان او بر چکادم (سنائی۲: ۲۰۰ ).
۲. سرکوه، بالای کوه، قله: بیامد دوان دیده بان از چکاد / که آمد ز ایران سواری چو باد (فردوسی: لغت فرس: چکاد ).

مطالب پیشنهادی

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 213

هنوز کسی رای نداده...