شاید شما هم در مورد نوشتن زلال یا ضلال دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد، در این مطلب املای این واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم (زلال یا ضلال ?).

املای صحیح این واژه « زلال » می‌باشد و نوشتن آن به صورت « ضلال یا ظلال یا ذلال » نادرست است.

زلال یا ظلال
زلال یا ظلال

زلال یعنی چه ?

مترادف و مهادل واژه زلال:

  1. پاک
  2. روشن
  3. شفاف
  4. صاف
  5. صافی
  6. گوارا
  7. صریح
  8. معلوم
  9. ظاهر
  10. اشکار
  11. پیدا
  12. صاف
  13. واضح
  14. بارز
  15. جلی
  16. روان
  17. ساطع
  18. آب گوارا
  19. خوشگوار
  20. گواراب
آوا:/zolAl/
اشتباه تایپی:cghg
zghg
qghg
زلال به انگلیسی:limpid
crystalline
diaphanous
glassy
liquid
lucid
pellucid
transparent
limpid(water)
زلال یعنی چه ?

تلفظ زلال:

تلفظ زلال

معنی زلال در لغتنامه دهخدا

زلال [ زُ ] ( اِ ) کرمی را گویند که در میان برف بهم رسد و آن پرده ای است پر از آب صاف و آن آب را زلال خوانند و آن کرم را اندک حیاتی و حرکت مذبوحی هست و زلال بمعنی صاف عربی است ( برهان ).

کرمی که در میان برف به هم رسد و در میان آن آب صاف باشد و آن را رخنه کنند و از آن خورند ( انجمن آرا ) ( آنندراج ) ( از ناظم الاطباء )، کرمی باشد که در میان برف به هم رسدبرابر انگشت و آن پرده ای است پر از آب صاف و آن کرم را اندک حیاتی و حرکتی باشد. چون در عرب آب شیرین کمتر به هم رسد، مردم عرب «؟» کرمهای مذکور را فشرده آبی که از آنها برآید می نوشند، چرا که بغایت سرد و شیرین باشد ( غیاث اللغات ).

زلال [ زُ ] ( ع اِ ) حیوان خرداندام سفیدی است که هر گاه بمیرد آن را در آب گذارند و آب را سرد کند. ( از ذیل اقرب الموارد ) : فهیئوا الی الزلال لارکب غداً فمر فی دجلة. ( تاریخ طبری ص 1323 ج 3 ).

زلال [ زُ ] ( ع ص ) ماء زلال: آب شیرین و خوشگوار ( منتهی الارب )، آب شیرین خوشگوار زود فروشونده به حلق ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد )، آب آسان گوار و شیرین و خوش ( دهار )، آب شیرین ( غیاث اللغات ) ( آنندراج )، آب سرد، گوارا، خوش، صافی، خوشگوار، آب شیرین، آبی که آسان به گلو فرورود ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ) :

تا خزان تاختن آورد سوی باد شمال
همچو سرمازده با زلزله گشت آب زلال(فرخی)

ادامه معنی زلال در لغتنامه دهخدا

  • آب زلال: رجوع به آب زلال و شواهد زلال شود.
  • زلال بقا: زلال زندگی، آب بقا ( آنندراج ) :


هرگز خضر به تشنه زلال بقا نداد
مس برامیدواری این کیمیا متاب

نظیری ( از آنندراج ).

  • زلال خضر: آب زندگانی ( ناظم الاطباء ).
  • زلال زندگی: زلال بقا، آب بقا ( از آنندراج ) :

نشاط باده گلرنگ را گر خضر دریابد
زلال زندگی را زیر پای تاک می ریزد(صائب ؤ از آنندراج )

|| لکلرک زلال را در این جمله ابن البیطار: «و اذا فرک [ الحماض ] خرج منه حب اسود زلال »، صاف و صیقلی ترجمه کرده است ( از یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

زلال [ زِ / زُ ] ( ع ص ) هر مایع صاف بی دُرد و روشن و صاف از هر مایعی… ( ناظم الاطباء ) :


دُر در صدف اگر ز لطافت کند سخن
برگ گل است جلوه کنان در می زلال

بابافغانی ( از آنندراج )

نیست بزم زمانه عیش و صفا
شیشه گردون می زلال آلود

حضرت شیخ ( از آنندراج )

|| در زرد و زلال، صفرای فاقع، اصفر فاقع.

زردی سخت زرد ( یادداشت بخط شخص مرحوم دهخدا )، بی آمیغ، روشن، پاک.

معنی زلال در لغتنامه معین

(زُ ) [ ع ] (ص ) آب صاف و گوارا.

فرهنگ عمید:

  1. ویژگی آب صاف و گوارا، شیرین و خوشگوار.
  2. (اسم ) [مجاز] آب صاف و گوارا.

زلال در زبان عربی

متن اصلیمعنی
زُلَالزُلَال : [زلّ]: آنكه بسيار لغزد؛
«زُلَالُ الْبَيضِ»: سفيدى تخم مرغ؛
«ماءٌ زُلَالٌ»: آب صاف و زلال و گوارا.
زلالزلال : سفيده ء تخم مرغ
مواد ذخيره ء اطراف بافت گياهي , البومين
زَلُولزَلُول : [زلّ]: «ماءٌ زَلُولٌ»: آب صاف و زلال.
زلال در زبان عربی

مطالب پیشنهادی

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.8 تعداد آرا: 189

هنوز کسی رای نداده...