حتما برای شما هم پیش آمده است کلمه تزویر را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم . ( تزویر یعنی چه ? )

معنی تزویر
معنی تزویر

معنی تزویر

مترادف و معادل واژه تزویر:

  • تغابن
  • تقلب
  • حیلت
  • حیله
  • خدعه
  • دستان
  • دوال
  • دورویی
  • ریا
  • ریاکاری
  • زرق
  • سالوس
  • شید
  • شیادی
  • شیله پیله
  • ظاهرسازی
  • ظاهرنمایی
  • غدر
  • فریب
  • فریبکاری
  • فسوس
  • کید
  • مکر
  • منافقت
  • نیرنگ
  • دروغ پردازی کردن
  • دورویی کردن
  • فریب دادن
  • مکر ورزیدن
  • گول زدن
آوا:/tazvir/
تزویر در جدول کلمات:ریا
اشتباه تایپی:jc,dv
تزویر

تلفظ تزویر:

تلفظ تزویر

معنی تزویر در لغتنامه دهخدا

تزویر [ ت َزْ ] ( ع مص ) بیاراستن، آراستن و بر پای داشتن چیزی را و راست و نیکو کردن آن، بیاراستن و نیکو گردانیدن و راست کردن چیزی.

آراستن و بر پای داشتن چیزی، آراستن دروغ را، مکر و فریب کردن و بیاراستن دروغ، تزیین دروغ، فهو مزور: ای سموه ُ بالکذب ( متن اللغة )، || ( اِ ) فریب و مکر و دروغ و دورویگی و نفاق و غدر و حیله و ریو، تلبیس: تمویه وتزویر آنها مرا در خشم او افکند.

ترا حرفی به صد تزویر در مشت
منه بر حرف کس بیهوده انگشت(نظامی)

زهد پیدا کفر پنهان بود چندین روزگار
پرده از سر برگرفتم اینهمه تزویر را(سعدی)

گره بر سر بند احسان مزن
که این زرق و شید است و تزویر و فن( بوستان )

از آن تصویر و تزویر استکشاف فرمود.

|| اصلاح و نیکو کردن هر چیزی از خیر و شر، || مایل گردانیدن، || گرامی داشتن زائر را: استضات بهم فنورونی و زرتهم فزورونی.

|| احسان کردن قوم بصاحب و بزرگ خود، || باطل گردانیدن شهادت را، || نشان و علامت کردن به زور و بهتان: زور نفسه اذا رشحها بالزور.

|| دروغ بستن به کسی || تهمت زدن بر کسی، || دروغ ظاهر کردن، || آماده کردن کلام را در نفس خود، || چیزی را بخاطر نیکویی آن خاص خویش کردن، || خوردن مرغ تا آنجا که چینه دانش برآید، || تزویر خط، ساختن آن، مانند کسی خط نوشتن، خط کسی را تقلیدکردن : مزور بحسن خطه علی ابی عبداﷲبن مقلةتزویراً لایکاد یفطن له.

معنی تزویر کردن در لغتنامه دهخدا

تزویر کردن. [ ت َزْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دورویگی کردن و نفاق کردن و مکر کردن و فریب دادن و غدر کردن و دروغ گفتن، سخن دروغ را آرایش دادن. دروغی را راست نمودن :

اینجا بگاه نتوان تزویر شعر کردن
افسوس کرد نتوان بر شیر مرغزاری(منوچهری)

گفت چه گوئید اندر مردی که نامه مزور از من به عبداﷲ خزاعی برده است و بر من تزویر کرده از بهر فائده خویش.( تاریخ بخارا )

خواهند جماعتی که تزویر کنند
از حیله طریق شرع تغییر کنند(خاقانی دیوان چ عبدالرسولی ص 903 )

از سر زلف تو، همه هیچ بود
هرچه دلم حیله و تزویر کرد(عطار)

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر میکنند(حافظ)

تزویرخیز لغتنامه دهخدا

تزویرخیز [ ت َزْ ] ( نف مرکب ) که بر اساس تزویر و غدر و فریب باشد، که از تزویر خاسته باشد :

نباشد چنین نامه تزویرخیز
نبشه به چندین قلم های تیز(نظامی)

تزویرگر لغتنامه دهخدا

معنی تزویرگر [ ت َزْ گ َ ] ( ص مرکب ) مزور، غدار، حیله گر، دروغگو، دروغ پرداز :

تزویر گر نیم من ، تزویرگر تو باشی
زیرا که چون منی را تزویرگر شماری

(منوچهری)

معنی تزویر در لغتنامه معین

واژه تزویر (تَ ) [ ع ] (مص م) مکر کردن، فریب دادن. (تزویر یعنی چه ?)

فرهنگ عمید:

  1. آراستن کلام یا چیز دیگر.
  2. مکر کردن، فریب دادن، گول زدن، دورغ پردازی.
  3. دورویی کردن.

تزویر به سایر زبان ها

ماده ۵۲۳ قانون مجازات اسلامی

جعل و تزویر عبارتند از: ساختن نوشته یا سند یا ساختن مهر یا امضای اشخاص رسمی یا غیر رسمی خراشیدن یا تراشیدن یا قلم بردن‌ یا الحاق یا محو یا اثبات یا سیاه کردن یا تقدیم یا تاخیر تاریخ سند نسبت به تاریخ حقیقی یا الصاق نوشته‌ای به نوشته دیگر یا بکار بردن مهر دیگری ‌بدون اجازه صاحب آن و نظایر اینها به قصد تقلب.

مطالب پیشنهادی

تزویر یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.8 تعداد آرا: 444

هنوز کسی رای نداده...