حتما برای شما هم پیش آمده است اصطلاح امعان نظر را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( امعان نظر یعنی چه ? ).

امعان نظر
امعان نظر

امعان نظر

مترادف و معادل «امعان نظر»:

  • تدقیق
  • تعمق
  • توجه
  • دقت
  • ژرف نگری
  • غور
  • موشکافی
  • دوراندیشی
  • نگاه با زیرکی و فراست
  • با دقت در موضوعی نگریستن
  • عاقبت اندیشی
  • دقت نظر در مطلبی
اشتباه تایپی:hluhk kzv
آوا:/~em~An/
امعان نظر

امعان یعنی چه ?

مترادف و معادل واژه امعان:

  • بررسی
  • تدقیق
  • دقت
  • مداقه
  • معاینه
  • ملاحظه
  • غورکردن
  • دوراندیشیدن
  • دقت و دوراندیشی در کاری
  • ژرف دیدن
  • ژرف نگریستن
  • غوررسی دقت
  • با زیرکی و فراست بدقت نظر کردن
فرهنگ معین

( اِ ) [ع] ۱ – (مص م) دقت کردن ۲ – غور کردن ۳ – (اِمص) دوراندیشی، دقت.

معنی امعان در فرهنگ عمید ?

غور کردن در مطلبی یا در کاری، دقت و دوراندیشی در کاری.

معنی امعان در لغت نامه دهخدا

امعان [ اِ ]( ع مص ) دور اندیشیدن در کاری ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( از منتهی الارب ) دور اندیشیدن ( آنندراج ) گویند: امعن فی الامر، دور اندیشید در کار ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) تیز کردن نظر و دور رفتن در کاری یعنی در کاری غور کردن ( غیاث اللغات ).
– امعان نظر: نگاه با زیرکی و فراست و غوررسی و عاقبت اندیشی ( ناظم الاطباء ) نیکو نگریستن و دوراندیشی و تحقیق و دقت نظر در مطلبی :

زاین همی گوید نگارنده فکر
که بکن ای بنده امعان نظر(مولوی)

امعان نظر در ترتیب کتاب و تهذیب ابواب ایجاز سخن را مصلحت دیدم ( گلستان ، مقدمه ) || بردن حق کسی را و منکر آن شدن و اقرار کردن به آن، از اضداد است ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) گویند: امعن بحقه، برد حق او را و منکر آن شد و یا اقرار کرد به آن ( از منتهی الارب ).

حق کسی ببردن ( تاج المصادر بیهقی ) || دور شدن اسب در دویدن || نهان شدن سوسمار در اقصای سوراخ خود || بسیار شدن مال کسی و کم شدن آن، از اضداد است ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء )( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) || روان شدن آب و سیراب شدن زمین ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) بسیار شدن آب روان در وادی ( از اقرب الموارد ) رفتن آب و روانیدن آن ( تاج المصادر بیهقی ) روان و جاری شدن آن ( از اقرب الموارد ) || روان گردانیدن آب ( از اقرب الموارد ) به این معنی لازم و متعدی است.

مطالب پیشنهادی

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 346

هنوز کسی رای نداده...