حتما برای شما هم پیش آمده است واژه « مدخل » را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم (مدخل یعنی چه ?).

معنی مدخل
معنی مدخل

معنی مدخل

مترادف و معادل واژه مدخل:

  • پیش گفتار
  • دیباچه
  • مقدمه
  • ورودی
  • ورود
  • دخول
  • مداخل
  • درآمد
  • عایدی
  • مورد
  • سرواژه
  • باب
  • در
  • هریک از واحدهای موجود در واژگان
نقش: اسم
اشتباه تایپی: lnog
آوا: /madxal/
متضاد مدخل: موخره
خروجی
خروج
مخارج
هزینه
مدخلیتدخالت
تاثیر
مدخلیت دادن: دخالت دادن
مدخل در جدول کلمات:ورودی
مدخل به عربی:بوابة
دخول
فم
مدخل
مصب
وصول
مدخل به انگلیسی:entrance
entry
gate
gateway
access
door
headword
intake
listing
mouth
threshold
[ext] prelude
معنی مدخل
معنی مدخل در لغتنامه معین ?

(مَ خَ ) [ ع ] (اِ) =
۱ – راه داخل شدن ج مداخل
۲ – محل درآمد
(مُ خِ ) [ ع ] (اِفا) داخل کننده، درآورنده

معنی مدخل در فرهنگ عمید ?

۱- جای داخل شدن، راه دخول
۲- کلمه ای در فرهنگ، دایرة المعارف، لغت نامه، و مانند آن که تعریف و توضیحاتی برای آن داده می شود.
۳- درآمد
۴- (اسم مصدر ) [قدیمی] دخالت، اثرگذاری
۵- (اسم مصدر ) [قدیمی] اعتراض، خرده، ایراد: خواهی که رستگار شوی راست کار باش / تا عیب جوی را نرسد بر تو مدخلی (سعدی۲: ۶۸۰ ).
۱- خسیس
۲- (اسم، صفت ) ناکس، لئیم.

تلفظ مدخل

معنی مدخل در لغتنامه دهخدا

مدخل [ م َ خ َ ] ( ع اِ ) درون شو، جای درآمدن، راه درآمدن، موضع دخول ( یادداشت مؤلف ) راه دخول، محل دخول، مقابل مخرج:

حوضی که پیوسته آب در وی می آید و آن را بر اندازه مدخل مخرجی نباشد، لاجرم از جوانب راه جوید، مرد هشیار به جهد و کوشش مدخل ظفر و پیروزی بطلبد و به صبرو تجلد به مقصود رسد.
|| گذرگاه ( یادداشت مؤلف )، راه، روزن، در : به انواع مکر و حیلت به هر مدخل فرورفتند تا خاطر از کار او فارغ کردند ( ترجمه تاریخ یمینی ص 373 ).

درآمد علم یا فنی، مقدمات علوم و فنون: و کتابهائی که استادان این دانش ساخته اند از بهر نوآموزان که آنها را مدخل خوانند، بسیار دیدم ( کیهان شناخت ، از همائی در مقدمه ٔالتفهیم ص ح حاشیه 2 از فرهنگ فارسی معین ).

|| دخالت، دخل و تصرف، دخل و ربط: سلطان— امرا را فرمود هر ملک و شهر که بگیرند او را [ست ]، غیر او هیچکس را در آن مدخلی و تصرفی نبود ( سلجوقنامه ظهیری از فرهنگ فارسی معین ) || راه دخالت، راه عیب گیری:

|| مذهب، روش ( ناظم الاطباء )، گویند: هو حسن المدخل فی اموره. او دارای روش نیکوئی است در کارهای خود، حسن المذهب || دهلیز، دالان ( ناظم الاطباء ) رجوع به معنی اول شود.

|| جای دخل و آنچه از وی دخل حاصل می گردد، مانند کسب و زراعت و تجارت و جز آن ( ناظم الاطباء ) رجوع به مَداخِل شود || درآمد، مالی که به کسی رسد. عایدی ( فرهنگ فارسی معین ) رجوع به مداخل شود || هنگام دخول ( ناظم الاطباء ) || در موسیقی، درآمد ( یادداشت مؤلف ) رجوع به درآمد و پیش درآمد شود || ( مص ) درآمدن ( منتهی الارب ) دخول، رجوع به دخول شود.

مدخل [ م ُ خ َ ] ( ع اِ ) جای درآوردن، جای دخل کردن || ( مص ) ادخال، مقابل اخراج، درآوردن کسی را || ( ص ) داخل کرده شده، مدخول، نعت مفعولی است از ادخال.

|| پسرخوانده || لئیم، بخیل، ناکس، دعی در نسب، پست، فرومایه : [ م ُ خ ِ ] ( ع ص ) آنکه داخل می کند و درمی آورد و درج می کند، نعت فاعلی است از ادخال.

مدخل [ م ُ دَخ ْ خ َ ] ( ع اِ ) موضع دخول و درآمد، جای درآمدن || شبه غار که در آن داخل شوند. [ م ُدَخ ْ خ ِ ] ( ع ص ) آنکه داخل می گردد.

مدخل [ م ِ خ َ ] ( ع اِ ) کلید، مفتاح.

واژه مدخل در اشعار فارسی

خواهی که رستگار شوی راستکار باش
تا عیب جوی را نرسد بر تو مدخلی (سعدی)

خرد به جنب تو خواندآفتاب را مدخل
بدانچه دست و دلت بود جود را مدخل (عثمان مختاری)

مدخلان رارکاب زرآگین
پای آزادگان نیابد سر (رودکی)

نان آن مدخل ز بس زشتم نمود
از پی خوردن گوارشتم نبود (رودکی)

منم آنکه معروف گشته ست طبعم
به مدخل نکوهی به مکرم ستائی (کریمی سمرقندی)

خرد به جنب تو خواند آفتاب را مدخل
بدانچه دست و دلت بود جود را مدخل (عثمان مختاری)

آفتاب جودت از نور افکند بر مدخلی
در زمان چون سایه بگریزد ز طبعش مدخلی (سوزنی)

مدخل زدن در لغتنامه دهخدا

مدخل زدن [ م َ خ َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عام، تخمین نمودن ( یکی بود یکی نبود جمال زاده از فرهنگ فارسی معین ).

مدخلی در لغتنامه دهخدا

مدخلی [ م ُ خ َ ] ( حامص ) لئامت، پستی، بخل، فرومایگی، مدخل بودن :

آفتاب جودت ار نور افکند بر مدخلی
در زمان چون سایه بگریزد ز طبعش مدخلی (سوزنی)

مدخلی [ م َ خ َ ] ( اِ ) محل دخول و درآمد ( ناظم الاطباء ) رجوع به معنی چهارم ذیل مَدخَل شود.

مطالب پیشنهادی

مدخل یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.8 تعداد آرا: 346

هنوز کسی رای نداده...