حتما برای شما هم پیش آمده است واژه « پرنیان » را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( پرنیان یعنی چه ?).

معنی پرنیان
معنی پرنیان

معنی پرنیان

مترادف و معادل واژه پرنیان:

  • ابریشم
  • پرند
  • حریر
  • دیبا
  • پارچه ابریشمی گلدار
  • پرد. نقاشی تابلو
آوا:/parniyAn/
نقش: اسم خاص اشخاص
اشتباه تایپی: ~vkdhk
پرنیان به انگلیسی:foulard
silk
shot silk
معنی پرنیان
معنی پرنیان در لغتنامه معین ?

(پَ ) (اِ)=
۱ – حریر منقش ، دیبای چینی
۲ – پارچة ابریشمی گل دار
۳ – پردة نقاشی

معنی پرنیان در فرهنگ عمید ?

نوعی پارچۀ ابریشمی منقش، دیبای منقش، حریر نازک: چون پرند نیلگون بر روی پوشد مَرغزار / پرنیان هفت رنگ اندر سر آرد کوهسار (فرخی: ۱۷۵ )، آمد این نوبهار توبه شکن / پرنیان گشت باغ و برزن و کوی (رودکی: ۵۳۱ ).

تلفظ پرنیان

اسم پرنیان

جنسیت: مونث / دخترانه

زبان: فارسی

معنی اسم پرنیان: پارچه ای ابریشمی، حریر گلدار

اسم پرنیان با حروف انگلیسی: parniyan

پرنیان در لغتنامه دهخدا

پرنیان [ پ َ ] ( اِ ) حریر، حریر چینی که نقشها و چرخها دارد، پرنیان حریر چینی بود منقش و پرند ساده بود، حریر چینی که منقش باشد. ( از شرفنامه از غیاث اللغات ) ابریشمینه منقش، حریر بسته ( مُعَقَّد ) باشد منقش به شکل پرده ( اوبهی ) پرنو، پرنون، حریر چینی که نقشهای بسیار دارد ( صحاح الفرس ) لاد ( برهان ).

|| پرده نقاشی، تابلو.

کاغذ یا جامه ای از حریر که بر آن نبشتندی.

|| مجازاً شمشیر.

|| قسمی انگوراز نوع خوب.
– دار پرنیان: بَقَم ( زمخشری ).

– مثل پرنیان: سخت نرم و لطیف.

واژه پرنیان در اشعار فارسی

آمد آن نوبهار توبه شکن
پرنیان گشت باغ و برزن و کوی (رودکی)

ای نازکک میان و همه تن چو پرنیان
ترسم که از رکوع ترا بگسلد میان (خسروانی)

ز بس نیزه و پرنیانی درفش
ستاره شده سرخ و زرد و بنفش (فردوسی)

ز بس نیزه و تیغهای بنفش
هوا گشت پر پرنیانی درفش (فردوسی)

یکی نامه بنوشت کردوی نیز
بگفت اندرو پند و بسیار چیز
نهاد آن خط خسرو [پرویز ] اندر میان
بپیچید بر نامه بر پرنیان (فردوسی)

فرائین [ گراز ] چو تاج کیان برنهاد
همی گفت چیزی کش آمد بیاد
نشینم بشاهی همی سالیان
همه پوشش از خزّ و از پرنیان (فردوسی)

یکی خیمه پرنیان ساخته
ستاره زده جای پرداخته (فردوسی)

بزد دست بر جوشن اسفندیار
همه پرنیان بر تنش گشت خار (فردوسی)

چو سیصد شتر جامه چینیان
ز مخروط و مدهون و از پرنیان (فردوسی)

درختی که پروردی آمد ببار
ببینی برش هم کنون در کنار
گرش بار خار است خود کشته ای
وگر پرنیان است خود رشته ای (فردوسی)

غمی شد ز گفتار او مادرش
همه پرنیان خار شد در برش (فردوسی)

چون پرند بیدگون بر روی پوشد مرغزار
پرنیان هفت رنگ اندر سرآردکوهسار (فرخی)

گفت بر پرنیان ویشیده
طبل عطار شد پریشیده (عنصری)

آینه دیدی بر آن گسترده مروارید خرد
ریزه الماس دیدی بافته بر پرنیان (عنصری)

آفرین بادا بر آن شمشیر جان آهنج تو…
پرنیان رنگ است و آهن را کند چون پرنیان
گندنا رنگ است و سرها را کند چون گندنا (قطران)

ردای پرنیان گر می بدرّی
چرا منسوج کردی پرنیانت (ناصرخسرو)

دبیرش بیاورد عهد کیان
نبشته بر آن پربها پرنیان (فردوسی)

یکی نامه فرمود بر پرنیان
نبشتن بر شاه ایرانیان (فردوسی)


معنی پرنیانی در لغتنامه دهخدا

پرنیانی [ پ َ ] ( ص نسبی ) منسوب به پرنیان، از پرنیان، دارای پرنیان:

هوا شد ز بس پرنیانی درفش
چو بازار چین زرد و سرخ و بنفش (فردوسی)

ز بس نیزه و پرنیانی درفش
ستاره شده سرخ و زرد و بنفش (فردوسی)

|| برنگ پرنیان: به آب و تلألؤ پرنیان:

ز دو چیز گیرند مر مملکت را
یکی پرنیانی یکی زعفرانی
یکی زرّ نام ملک برنبشته
دگر آهن آبداده یمانی (دقیقی)

( صفت ) =

  1. منسوب به پرنیاندارای پرنیان از پرنیان
  2. برنگ پرنیان
  3. شمشیر

پرنیانی در لغتنامه معین

( ~ ) (ص نسب) =

  • مانند پرنیان، دارای پرنیان
  • به رنگ پرنیان
  • کنایه از: شمشیر

پرنیانی در فرهنگ عمید

  • زیبا و لطیف مانند پرنیان، مانند پرنیان.
  • از جنس پرنیان

پرنیان بر در لغت نامه دهخدا

پرنیان بر [ پ َ ب َ ] ( ص مرکب ) آنکه بری نرم و لطیف دارد:

پری خواندم او را وز آنروی خواندم
که روی پری داشت آن پرنیان بر (فرخی)

ز ساقیان پریروی پرنیان بر گیر
میئی چنانکه چو جان در بدن بود، در دَن (سوزنی)

پرنیانخوی در لغتنامه دهخدا

پرنیانخوی [ پ َ ] ( ص مرکب ) خوش خوی، نرم خوی، و صاحب برهان گوید کنایه از خوشدل و نرم دل و خوشحال و خوشخوی و نرم خوی و صاحبدل باشد ( برهان قاطع ).

اسم پرنیا

جنسیت: مونث / دخترانه

زبان: فارسی

معنی اسم پرنیان: دیبای منقش، حریر، پرده نقاشی، تابلو

اسم پرنیان با حروف انگلیسی: parniya

دارپرنیان در لغتنامه دهخدا

دارپرنیان [ پ َ ] ( اِ مرکب ) چوب بقم راگویند و بدان چیزها رنگ کنند ( برهان ) :

بر هر تنی پراکند آن پرنیان پرند
خاکی کز آن نروید جز دارپرنیان (مسعودسعد)

مطالب پیشنهادی

پرنیان یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.8 تعداد آرا: 345

هنوز کسی رای نداده...