حتما برای شما هم پیش آمده است کلمه ممانعت را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم . (ممانعت یعنی چه ?)

معنی ممانعت
معنی ممانعت

معنی ممانعت

مترادف و معادل واژه ممانعت:

  • کسی را ازکاری بازداشتن
  • بازداشتن
  • جلوگیری
  • خودداری
  • دفع
  • بازداری
  • قدغن
  • منع
  • نهی کردن
  • پیشگیری
اشتباه تایپی: llhkuj
آوا: /momAne~at/
متضاد ممانعت: ترغیب
نقشاسم
ممانعت به انگلیسی:hindrance
prevention
restraint
prohibition
holdup
lid
ممانعت به عربی:ازعاج , استثناء , زمام
معنی ممانعت
معنی ممانعت در لغتنامه معین ?

(مُ نِ عَ ) [ ع ممانعة ] (مص م) جلوگیری کردن، بازداشتن .

معنی ممانعت در فرهنگ عمید ?

کسی را از کاری بازداشتن، منع کردن، جلوگیری کردن.

تلفظ ممانعت

معنی ممانعت در لغتنامه دهخدا

ممانعت [ م ُ ن َ / ن ِ ع َ ] ( از ع ، اِمص) بازداشتگی و منع و نهی و تعرض و مزاحمت و اعتراض و دفع ( ناظم الاطباء ) بازداشتن کسی از چیزی، جلوگیری، بازداشت، منع ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ) : محسن بن طاق که امیر غز بود راه او بگرفت و به ممانعت او برخاست ( ترجمه تاریخ یمینی ).

منتصر به اسفراین افتاد و مردم اسفراین از خوف فتنه به ممانعت او برخاستند ( ترجمه تاریخ یمینی ) رجوع به ممانعة شود.
– ممانعت کردن: جلوگیری کردن، بازداشتن از کاری.

ممانعة [ م ُ ن َ ع َ ] ( ع مص ) بازداشتن از یکدیگر و کسی را از چیزی ( منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) کسی را از چیزی بازداشتن ( مصادر زوزنی ) کسی را از چیزی واداشتن ( تاج المصادر بیهقی ) بازداشتن و منع کردن ( غیاث اللغات ) || در اصطلاح، عبارت از آن است که سائل مقدمات دلیل استدلال کننده را کلاً یا بعضاً نپذیرد ( از کشاف اصطلاحات الفنون ) رجوع به تعریفات جرجانی شود.

ممانعت کردن

مترادف و معادل ممانعت کردن:

  • باز داشتن
  • جلوگیری کردن
  • منع کردن

مطالب پیشنهادی

ممانعت یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.8 تعداد آرا: 556

هنوز کسی رای نداده...