حتما برای شما هم پیش آمده است کلمه « طبله » را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( طبله  یعنی چه ?).

طبله یعنی چه ?
طبله یعنی چه ?

معنی طبله

مترادف و معادل واژه طبله:

  • بویدان
  • جونه
  • حقه
  • درج
  • صندوقچه
  • طبق
  • اندود ور آمده
  • طبل
  • طبلک
  • شکم بارگی
  • برآمدگی
  • اندود جداشده از دیوار یا سقف
آوا: /table/
نقش: اسم
اشتباه تایپی: xfgi
طبله به عربی:بطن
طبل
طبله به انگلیسی:drum
tabla
(perfumers) tray
معنی طبله
معنی طبله در لغتنامه معین ?

(طَ لِ ) [ ع – طبلة ] (اِ)=
۱ – صندوق کوچک
۲ – ج عبة عطار
۳ – طَبَق

معنی طبله در فرهنگ عمید ?

۱- طبل کوچک
۲- صندوقچه، قوطی، یا ظرفی از چوب یا شیشه که در آن عطر نگه داری می کردند: طبلهٴ عطار است گویی در میان گلستان / تخت بزّاز است گویی در میان لاله زار (امیرمعزی: ۲۰۳ )

تلفظ طبله

معنی طبله در لغتنامه دهخدا

طبله [ طَ ل َ ] ( ع اِ ) طبلة. صندوقچه کوچک || سله عطار، بویدان: جونه: طبل عطار. بیله، باله، طبله عطار، قَسمة وقِسمة، طبله عطار، عتید، طبله یا حقه که در آن خوشبوی نهند، طبله مشک، لطیمه مشک، ربعه عطار، دُرج، دوکدان و طبله زنان که در وی بوی خوش نهند، شریط، طبله زنان که در وی بوی خوش نهند، صونه ، طبله ای که در آن خوشبوی نگاه دارند ( منتهی الارب ) :

زین چو شود باغ طبله عطار
زآن شود راغ تخته بزاز (مسعودسعد)

هر آن چشمی که عشق از طبله خود سرمه ای دادش
سر آن تاجوربیند که بر خاکش قدم سازد (سنائی)

روی پرآژنگشان ازاشک خون مست آنچنانک
در میان طبله شنگرف پشت سوسمار (سنائی)

ای رنگ رخت گونه گلزار شکسته
یک موی تو صد طبله عطار شکسته (سوزنی)

به طبله های عقاقیر میر ابوالحارث
به میلهای بواسیر میر ابوالخطاب (خاقانی)

نیاساید مشام از طبله عود
بر آتش نِه که چون عنبر ببوید (سعدی)

دانا چو طبله عطار است، خاموش و هنرنمای ( گلستان ).
|| طبله بازیاری : چیزی است از مو بافته که قوشچیان بر دست دارند،چون آنرا مقابل باز بپرواز آمده حرکت دهند، باز بازآید و بر دست جای گیرد ( آنندراج ) :

آخر آن ترک شکارافکن به دام ما نشد
طبله از بال پری بستیم و رام ما نشد. (سیدحسین جرأت بن سیدعلی سبزواری)

|| قسمی طبل در بنگاله.

– شکم طبله کردن: کنایه از شکم بارگی کردن، پر خوردن، طفیلی شدن:

اگر خودپرستی شکم طبله کن
دَرِ خانه این و آن قبله کن (سعدی)

طبله کردن در لغتنامه دهخدا

طبله کردن [ طَ ل َ / ل ِ ک َ دَ] ( مص مرکب ) آماس کردن گچ و امثال آن و فاصله پیدا شدن میان آن با دیوار یا سقف که مقدمه افتادن باشد. جدا شدن و آماس کردن و گونه شدن گچ یا کاهگل بنا.

طبله کردن دیوار
طبله کردن دیوار

مطالب پیشنهادی

طبله یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.8 تعداد آرا: 235

هنوز کسی رای نداده...