حتما برای شما هم پیش آمده است کلمه « جانفشانی » را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( جانفشانی یعنی چه ?).
معنی جانفشانی
مترادف و معادل واژه جانفشانی:
- فداکاری
- سخت تلاش کردن برای هدف
- سخت کوشی
- فدا کردن جان
- عمل جان فشاندن
- تلاش بسیار نمودن
آوا: | /jAnfeSAni/ |
اشتباه تایپی: | [hktahkd [hkahk |
جانفشانی به عربی: | حماس |
جانفشانی به انگلیسی: | dedication devotion self-denial self-sacrifice unselfishness self-sacrifice devotion |
(فَ یا فِ ) (حامص) جان فدا کردن
فداکاری در راه کسی.
معنی جانفشانی در لغتنامه دهخدا
جانفشانی [ ف َ / ف ِ ] ( حامص مرکب ) زحمت سخت، کوشش بسیار. عمر را در خدمت دیگری صرف کردن، صفت جانفشان، فدا کردن جان در… فداکاری، عمل آنکه جان را بر سر کاری یا در راه کسی فدا کند :
با او ز خوشی و مهربانی
(نظامی)
کردی همه روزه جانفشانی
جانفشانی کردن [ ف َ / ف ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) جان فشاندن. جان فدا کردن.
جانفشان در لغتنامه دهخدا
جانفشان [ ف َ / ف ِ ] ( نف مرکب ) کسی که جان را فدا کند ( ناظم الاطباء ) فدا کننده جان :
بر کعبه کنند جانفشان خلق
بر صدر تو جان فشان کعبه (خاقانی)
آنکه از عشقت زر افشاند ندانم کیست آن
این که خاقانیست دانم جانفشانست از غمت (خاقانی)
گر عاشق شاه اختران نیست
پس چون دم جانفشان زند صبح (خاقانی)
لطف از دم صبح جانفشان تر
زخم از شب هجر جان ستان تر (سعدی)
دل رفت و دیده خون شد و جان ضعیف ماند
آن هم برای آنکه کنم جانفشان دوست (سعدی)
|| مشتاق ( ناظم الاطباء ).
مطالب پیشنهادی
جانفشانی یعنی چه ?