شاید شما هم در مورد نوشتن « عرضه داشتن » یا « ارزه داشتن » دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب معنی هر واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم . ( عرضه داشتن یا ارزه داشتن ? )

املای صحیح این واژه « عرضه داشتن » است و « ارزه نداشتن » اشتباه می‌باشد .

عُرضه به معنی لیاقت و استحقاق داشتن می‌باشد .

ارزه نام نوعی درخت صنوبر است .

عرضه داشتن یا ارزه داشتن ?
عرضه داشتن یا ارزه داشتن ?

معنی عرضه داشتن

  • جُربزه داشتن
  • جنم داشتن
  • لیاقت داشتن
  • استحقاق داشتن
  • سزاوار بودن

عرضه داشتن . [ ع ُ ض َ / ض ِ ت َ ] (مص مرکب ) لیاقت داشتن و سزاوار بودن . (ناظم الاطباء). لیاقت داشتن . قابلیت داشتن . (فرهنگ فارسی معین ).


عرضه داشتن در لغت نامه دهخدا :

عرضه داشتن. [ ع َ ض َ / ض ِ ت َ ] (مص مرکب ) اظهار کردن و بیان کردن ، از طرف کوچکتر به بزرگتر. (فرهنگ فارسی معین ) : صورت حال عرضه داشت. (مجالس سعدی ).

حسب حالم سخنی بس خوش و موجز یاد است
عرضه دارم اگرم رخصت اطناب دهی

ابن یمین.

کلمهعرضه داشتن
اشتباه تایپیuvqi nhajk
معنی عرضه داشتن

بی عرضه فرهنگ فارسی معین

(عُ ض ِ) [ فا – ع . ] (ص مر.) ناتوان ، بی مصرف ، بیکاره .

معنی ارزه در لغتنامه دهخدا

ارزة. [ اُ زَ ] (ع اِ) یک بنه صنوبر نر یا درخت عرعر. (منتهی الأرب ). رجوع بماده ٔ قبل شود.

ارزه. [ اَ زَ / زِ ] (اِ) کاهگل. (جهانگیری ) (برهان ). اندود. گلابه. اندایه. خازه. آژند. سیاع. (منتهی الأرب ).

|| کِلس. (دهار). گچ. دوغاب.سیم گل. || نام درختی است. (مؤید الفضلاء از شرفنامه ) (برهان ). درختی است که از او چوب عصا گیرند. بعضی گویند درخت سرواست. (مجمعالفرس ) (برهان ). و بعضی دیگر گویند درخت صنوبر است و زفت از آن گیرند و بعضی دیگر گویند به این معنی عربی است و بعضی دیگر گفته اند درختی است چلغوزه میوه و بار آن درخت است. (برهان ).

درخت نار و قیل قسمی از سرو. (مؤید الفضلاء از الغنیه ). و نیز در غنیه است در لغت چلغوزه که ارزه بر وزن لرزه صنوبر را گویند و در ادات مذکور است. درختی است که چلغوزه میوه ٔ اوست. (مؤید الفضلاء). درخت ارجن. درخت ارزن. درخت ارژن. ناژو. ناجو. ناجور. (مهذب الاسماء).

نوژ. نوژن. صنوبرالصغار. کاج . رجوع به ارز شود. || زفت و آن چیزی باشد شبیه بقطران که از درخت صنوبر نر که آنرا ارز گویند بگیرند و صنوبر نر آن است که بر ندهد. (جهانگیری ). زفت که از درخت صنوبر گیرند و آن درخت را ارز گویند. (آنندراج ). زفت رومی. (تحفه ٔ حکیم مؤمن ) :

پنبه به گوش اندر آکند ز تو ممدوح
پنبه چه گویم که ارزه ریزد و ارزیز

سوزنی

ارزه. [ اَ زَ ] (اِخ ) نام کشور اول است. (آنندراج ). نخستین کشور از کشورهای هفتگانه. (بندهش ، در پنجم بند 8 و در یازدهم بند 3).

ارزه در فرهنگ فارسی عمید

ارزهچیزی که با آن دیوار و سقف را اندود می کنند، مانندِ کاهگل و گچ: پنبه به گوش اندر آ کند ز تو ممدوح / پنبه چه گویم که ارزه ریزد و از ریز (سوزنی: ۵۵ حاشیه). ارزه گر کسی که پیشه اش کاهگل مالی یا گچ کاری ساختمان است، گچ کار.

کلمه : ارزه
اشتباه تایپی : hvci


بارگذاری یا بارگزاری ؟

هال یا حال ؟ املای درست

بالطبع یا بالتبع ؟

لب کلام یا لپ کلام ؟

پلمپ یا پلمب ?

نصیب یا نسیب ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 35

هنوز کسی رای نداده...