شاید شما هم در مورد نوشتن زرشک یا زرشگ دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد ، در این مطلب املای این واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم . ( زرشک یا زرشگ ? )

املای صحیح این واژه « زرشک » می‌باشد و نوشتن به صورت « زرشگ » نادرست است .

در برخی از نوحی ایران زرشک به مرور زمان و در زبان محاوره به صورت « زرشگ » تلفظ می‌شود .

املای زرشک
املای زرشک

تلفظ زرشک :

تلفظ زرشک

زرشک

گیاه زرشک درختچه ای خاردار به ارتفاع یک تا سه متر و دارای شاخه هایی شکننده می‌باشد . ارتفاع بعضی نمونه های آن در محیط های مساعد به شش متر می رسد. گیاه یک پایه و گل هایش دو جنسی است یعنی هر گل هم اندام های نر دارد و هم اندام های ماده. گل زرشک مرکب می‌باشد و از قطعات سه تایی تشکیل شده است، که در دو ردیف حلقوی قرار گرفته اند.

پرچم های زرشک شش عدد هستند که در دو ردیف سه تایی قرار می گیرند. برگ هایش چرمی و بدون استمات یا منقد در سطح بالایی است این برگ ها در بعضی واریته‌ها صاف و در برخی دندانه دار هست .

بوته زرشک خاردار است و خارهای آن از تبدیل برگها بوجود آمده اند که در محل اتصال خارها به شاخه پهن تر می شوند. دارای انواع وحشی و پرورش یافته جهت مصرف مواد غذایی و انواع زینتی می باشد.

انواع وحشی در دامنه های جنوبی وشمال البرز تا فیروزکوه تا ارنگه و طالقانه و میانه و عمارلوی گیلان در بلندی های هزار تا دو هزار متری انتشار دارند. نوع پرورش یافته و بی دانه آن در بیرجند و قاینات کاشته می‌شود . که جهت چاشنی خوراک استفاده می‌شود. 

زرشک در لغتنامه دهخدا

زرشک. [ زِ رِ ] (اِ) بار درختی است معروف که در طعام ها و آشها کنند و خورند و به عربی انبرباریس خوانند و بعضی گویند باریس درخت زرشک و حب الانبرباریس زرشک باشد. (برهان ). بار درختی است سرخ و ترش که در طعام و آشها کنند و خورند و به یونانی انبرباریس گویند. (انجمن آرا) (آنندراج ). ثمر درخت کوچکی خاردار که سرخ و ترش مزه است. (ناظم الاطباء). انبرباریس بود. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 306).

میوه ای است خوش ترش که از آن آش سازند. (شرفنامه ٔ منیری ). میوه ای است خرد، سرخ و ترش. امبرباریس. انبرباریس. برباریس. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). میوه ٔ آن (میوه ٔ درخت زرشک ) کوچک و قرمزرنگ و بیضوی ، بطول 7 تا 8 و بعرض 3 میلیمتر می باشد. (فرهنگ فارسی معین ) :
رخ ز دیده بکاشته بسرشک
وآن سرشکش به رنگ تازه زرشک.عنصری (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 306).

مغز سران کدوی خشک اشک یلان زرشک تر
زین دو به تیغ چون نمک پخته ابای معرکه

خاقانی (دیوان چ سجادی ص 463).

خواهی زرشک آش زرشک آوری به رشک
یک مشت قلیه بر سر صحن برنج ریز.بسحاق اطعمه.

|| درخت این میوه. از این گیاه سه قسم در ایران موجود است و هر سه را زرشک خوانند ، یکی در کوهستانهای خشک و دو گونه دیگر در جنگلهای خزر. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا).

گیاه زرشک در لغتنامه دهخدا

گیاهی است از رده ٔ دولپه ای های جدا گلبرگ که تیره ٔ زرشکیان را بوجود می آورد تیره ٔ زرشکیان از تیره های نزدیک به تیره ٔ آلالگان است. زرشک معمولی درختچه ای است به ارتفاع 2 تا 3 گز که معمولاً در حاشیه ٔ جنگلهای غالب نقاط اروپا و ایران می روید.

برگهایش دندانه دار و گلهایش زردرنگ مجتمع، بصورت خوشه و آویخته است… ریشه و برگ و میوه ٔ آن بمصارف دارویی می رسد. برباریس. انبرباریس. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ترجمه ٔ صیدنه و ترجمه ٔ ضریر انطاکی و تحفه ٔ حکیم مؤمن و دزی ج 1 ص 586 و گیاه شناسی گل گلاب و جنگل شناسی ساعی شود.

|| گلی بود در هندوستان ، سخت خوشبوی. (لغت فرس اسدی چ اقبال ) (از اوبهی ). نام گلی هم هست خوشبوی از گلهای هندوستان. (برهان ). در هند نام گلی است.

(انجمن آرا) (آنندراج ). گلی است خوشبوی و در بعضی از فرهنگها مسطور است که از گلهای هندوستان است. (جهانگیری ) :
هم از خیری و گاو چشم و زرشک
بشسته رخ هر یک آب ازسرشک

(لغت فرس اسدی چ اقبال ص 306).

زرشک. [ زِ رِ ] (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان قزوین است که 408 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1).

معنی زرشک در لغتنامه معین

زرشک (زِ رِ) (اِ.) :

  1. درختچه ای است با برگ های دندانه دار و گل های خوشه ای زرد رنگ که میوة آن کوچک و قرمز رنگ و بیضوی است . ر یشه و برگ و میوة آن به مصارف دارویی و خوراکی می رسد.
  2. (عا.) لفظی حاکی از خشم و اعتراض مترادف «آی زکی ».زرشک پلو( ~. پُ لُ) (اِمر.) نوعی پلو که در آن گوشت (معمولاً مرغ ) زرشک و زعفران می ریزند.

معنی زرشک فرهنگ عمید

زرشک :

  1. (زیست شناسی) درختچه ای خاردار با برگ های دندانه دار و کوچک که ریشه، ساقه، میوه، و برگ های آن مصرف دارویی دارد، زارج، زراج، زرک، زراک، امبرباریس، انبرباریس، برباریس.
  2. (زیست شناسی) میوۀ خوشه ای، قرمزرنگ، و ترش مزۀ این گیاه که به عنوان چاشنی غذا به کار می رود.
  3. (شبه جمله) [عامیانه، مجاز] هنگام مسخره کردن به کار می رود: فکر کردی خیلی بزرگ شدی؟! زرشگ!

cva;


زرشک به انگلیسی

English   فارسی
barberry   زرشک
زرشک به انگلیسی

زرشک به عربی

متن اصلیمعنی
بَرْبَرِيس [عمومی]بَرْبَرِيس : (ن): درختى است خاردار كه
در روى آن بعضى از انواع قارچ مى رويد كه براى گندم زيان آور است .
زرشك.
زرشک به عربی

موارد پیشنهادی

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 88

هنوز کسی رای نداده...