حتما برای شما هم پیش آمده است واژه اشل را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( اشل یعنی چه ? ).

معنی اشل
معنی اشل

معنی اشل

مترادف و معادل واژه اشل:

  • مقیاس
  • میزان
  • پایه
  • رتبه
  • دون اشل = رتبه پایین
  • نرده
آوا: /~eSel/
اِشِل
اشتباه تایپی: hag
نقش: اسم
اشل به انگلیسی:scale
echelon
اشل به عربی:مقياس
معنی اشل
معنی اشل در لغتنامه معین ?

(اَ شَ ) [ ع ] (ص) مردی است که دست او شل باشد، آن که دستش معیوب و از کار افتاده باشد.
(اِ ش ِ ) [ فر ] (اِ) ۱ – امتیاز کارمند از نظر درجه و مقام اداری و دریافت حقوق، پایه، رتبه (فره ) ۲ – رابطة میان اندازة واقعی چیزی با اندازة نقشه و نمودار آن، مقیاس (فره ).

معنی اشل در فرهنگ عمید ?

۱- رتبۀ کارمندان دولت، پایه.
۲- مقیاس رتبه بندی و تعیین درجات.
۳- مقیاس سنجش اندازه های طرح یا نقشه نسبت به نمونۀ واقعی.
۴- خط کش یا وسیله ای دیگر که به کمک آن اندازه های واقعی تبدیل می شوند یا برعکس.

تلفظ اشل

تلفظ اشل

معنی اشل در لغتنامه دهخدا

اشل [ اِ ش ِ ] ( فرانسوی، اِ ) حداقل حقوق قانونی رتبه یک مستخدمین ادارات دولتی، لفظ مذکور از زبان فرانسوی اشل است ( فرهنگ نظام ) این کلمه در زبان فرانسه بمعانی: نردبان، مقیاس ( نقشه )، جدول، درجه و جز اینها است.

و در تداول فارسی بمعنی یادکرده بکار میرود، پایه ( لغات فرهنگستان ).
– دون اشل: دون پایه، مستخدمی که رتبه ندارد و کمتر از اشل مستخدمان رسمی حقوق دریافت میکند.
|| مقیاس، نرده ( فرهنگستان ).

اشل [ اَ ] ( ع اِ ) گزی است مروج بصره، یک نوع گز و ذرعی که در بصره معمول است ( ناظم الاطباء ) نام پیمانش بصره است که بمقدار چهل دست باشد ( آنندراج ).

مؤلف تاریخ قم مینویسد: و نیر لابد است که بدانند که شصت گز زمین به ذراع هاشمیه که آن گزی است و دو دانگ گزاست آن مقدار را بنزدیک اهل حساب و اصطلاح ایشان اشل گویند و اشل ده باب بود و بابی عبارت از شش گز و گزی عبارت از شش قبضه و قبضه عبارت از چهار انگشت. پس یک گز عبارت از 24 انگشت باشد. ( تاریخ قم ص 109 ) و دزی ذیل این کلمه مینویسد.[ اَ ش َل ل ] ( ع ص ) رجل اشل: مرد تباه دست، مؤنث : شَلاّء، شل دست، مردی که دست او شل باشد یعنی دست او تباه باشد و قیل خشک ( آنندراج )، شل [ در دست ] ( زوزنی )، هردودست تباه، چلاق، تباه و خشک شده [ دست ]، آنکه دستش خشکیده باشد، خشک دست، اقطع.

اشل [ اَ ش َ ] ( اِخ ) کوهی است در مرزهای خراسان که در آن حکم بن عمرو غفاری غزا کرد، و کوهستان اشل در مرو خراسان بود.[ اَ ش َل ل ] ( اِخ ) ازرقی بکری، از شاعران خوارج قرن اول هجری و از اخوان عمران بن حطان بود و در البیان و التبیین اشعاری به وی نسبت داده شده است.

مطالب پیشنهادی

اشل یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 235

هنوز کسی رای نداده...