حتما برای شما هم پیش آمده است اصطلاح « فلان و بیسار » را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این اصطلاح را مرور میکنیم (فلان و بیسار یعنی چه ?).

معنی فلان وبیسار
معنی فلان و بیسار

معنی بیسار

مترادف و معادل واژه بیسار:

  • بهمان
  • فلان
اشتباه تایپی: fdshv
آوا:/biSAr/
معنی بیسار
تلفظ فلان و بیسار

معنی بیسار در لغتنامه دهخدا

بیسار ( ضمیر مبهم، از اتباع ) از اتباع فلان است، گویند فلان و بیسار یا فلان فیسار، فلان و بهمان، فلان بهمان، باستار ( یادداشت مؤلف ) فلان و فیسار، فلان فیسار.

بیسار [ ب َ ] ( ع اِ ) بیصار ( دزی ج 1 ص 135 ) رجوع به بیصار شود.

بیصار .

فرهنگ معین:

(بِ ) ( اِ ) نک بیستار.

( ~ُ ) [ ع – فا ] (اِ) (عا) نک فلان و بهمان.

فرهنگ عمید:

= بیستار

معنی فلان

مترادف فلان: بهمان، بیسار

برابر پارسی: این یکی، آن یکی، بهمان

آوا:/folAn/
فلان به انگلیسی:such and such
a certain
bleep
any one
such and such a person
معنی فلان
معنی فلان در لغتنامه معین ?

(فُ ) [ ع ] (اِ) :
۱ – شخص نامعلوم
۲ – جانشین کلمه ای رکیک که نخواهند از آن نام ببرند ،به ~ش هم نبودن کنایه از: مطلقاً برایش اهمیت نداشتن ،به ~ گاو زدن کنایه از: هدر دادن، اتلاف کردن .

معنی فلان در فرهنگ عمید ?

برای اشاره به شخص، جا، یا هرچیز مبهم به کار می رود، بهمان، فلانی: خیری کن ای فلان و غنیمت شمار عمر / زآن پیشتر که بانگ برآید فلان نماند (سعدی: ۵۹ ).

فلان در لغتنامه دهخدا

فلان [ ف ُ ] ( ع ص مبهم، ضمیر مبهم ) از نامهای مردم، و با الف و لام مر غیر مردم را، ج فلون ( منتهی الارب )، شخص غیرمعلوم، بهمان: فلان را با فلان چه نسبت ؟ ( فرهنگ فارسی معین ).

فارسیان به فتح استعمال کنند و خطاست ( آنندراج ) فارسیان یاء در آخر آن زیاد کرده، فلانی گویند چنانکه در قربانی کرده اند ( از غیاث ) و بهمان نیز همین معنی را دارد و بیشتر با هم استعمال کنند ( برهان ) فلان، بهمدان، بیسار ( یادداشت مؤلف ) و گاه بصورت صفت پیش از اسمی درآید: فلان مرد، مردی ناشناس، بطور کلی در ترکیب معنی صفتی پیدا میکند.

– فلان از فلان: کنایه از لاف و گزاف کردن باشد ( انجمن آرا ) ( برهان ).
– فلانستان: مقام و جای فلان ( آنندراج ).
– فلان‌فلان شده: بجای دشنام و نفرین به کار رود در جایی که گوینده نخواهد لفظ رکیک به کار برد.
– فلان کس: فلان، شخص ناشناس.

– فلان کفش پیش پای فلان نمیتوان گذاشت: یعنی رتبه اش پر ادنی است، بیشتر مقوله زنان ولایت است ( آنندراج ).
– فلان و باستار: بهمان و باستار، فلان و بیسار، فلان و بهمان.
– فلان و بهمان: فلان و بهمدان، فلان کس و فلان کس، فلان و بیسار ( فرهنگ فارسی معین ).

– فلان و بهمدان: فلان و بهمان ( فرهنگ فارسی معین ).
– فلان و بیسار: فلان و باستار، فلان و بهمان ( فرهنگ فارسی معین ) رجوع به کلمات بهمان، بهمدان، باستار و بیسار شود.

مطالب پیشنهادی

فلان و بیسار یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 353

هنوز کسی رای نداده...