شاید شما هم در مورد نوشتن استحلاک یا استهلاک دچار شک شوید که کدام املا درست می باشد، در این مطلب املای این واژه را بررسی میکنیم تا در هر مورد از املای صحیح استفاده کنیم (استحلاک یا استهلاک ?).

املای صحیح این واژه « استهلاک » می‌باشد و نوشتن آن به صورت « استحلاک » نادرست است.

آوا: /~estehlAk/
اشتباه تایپی: hsjigh;
استحلاک
نقش: اسم
استهلاک به انگلیسی:depreciation
wear and tear
amortization
معنی استهلاک
استحلاک
استحلاک

معنی استهلاک

مترادف و معادل واژه استهلاک:

  • فرسایش
  • فرسودگی
  • میرانیدن
  • نابود کردن
  • نیست کردن
  • هلاک کردن
  • از بین رفتن با سرعت کم
معنی استهلاک در لغتنامه معین ?

(اِ تِ ) [ ع ] =
۱ – (مص م) نیست کردن، هلاک کردن
۲ – نیست شدن

معنی استهلاک در فرهنگ عمید ?

۱- (اقتصاد ) کاهش ارزش چیزی بر اثر کار، گذشت زمان، یا فرسودگی
۲- (بانکداری ) پرداخت کردن وام به صورت تدریجی و قسط های معیّن
۳- [قدیمی] از بین رفتن، مردن

تلفظ استهلاک

معنی استهلاک در لغتنامه دهخدا

استهلاک [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) میرانیدن ( منتهی الارب ) هلاک کردن ( زوزنی ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) بهلاک داشتن، هلاک کردن خواستن، نابود کردن || هزینه کردن مال || سپری و نیست و نابود گردانیدن مال را ( منتهی الارب ) || استهلاک دین: ادای قرض بتدریج.

هلاک در لغتنامه دهخدا

هلاک [ هََ ] ( ع مص ) مردن ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) || نیست شدن ( منتهی الارب ) || آزمند گردیدن ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) || گم شدن || افتادن || ( اِمص ) نیستی ( منتهی الارب ) مرگ، دمار، آذرنگ ( یادداشت مؤلف ) :

دشمن خواجه به بال و پر مغرور مباد
که هلاک واجل مورچه بال و پر اوست (فرخی)

 هلاک آمدن، هلاک آوردن، هلاک شدن، هلاک کردن، هلاک گردیدن، هلاک گشتن.

مهلک در لغتنامه دهخدا

مهلک [ م َ ل َ / ل ِ / ل ُ ] ( ع مص ) هلاک شدن، ( تاج المصادر بیهقی )، هلاک ( اقرب الموارد ) رجوع به هلاک شود.

مهلک. [ م َ ل َ ] ( ع اِ ) مهلکة. جای هلاک :

ای مفلسی که در سر تست از هوای گنج
پایت ضرورت است که در مهلکی شود ( سعدی طیبات )


مهلک [ م ُ ل ِ ]( ع ص ) کشنده، ممیت، میراننده و هلاک کننده ( آنندراج ) قاتل، متبر: به علتهای مزمن و دردهای مهلک گرفتار گشته ( کلیله و دمنه ) بعد از آن ملاحده مخاذیل برکیارق را کارد زدند مهلک نبود و اثر نکرد ( سلجوقنامه ظهیری ص 36 ) || نیست کننده، تباه کننده، متلف ج – مهلکات، مقابل محیی، مقابل منجی.

هلاکت در لغتنامه دهخدا

هلاکت [ هََ ک َ ] ( از ع، اِمص ) مردن، مرگ ( یادداشت مؤلف ) این صورت در مآخذ لغت عرب مضبوط نیست، در اقرب الموارد هلکة ( به فتح اول و دوم و سوم ) به معنی هلاکت است: خاتمت به هلاکت و ندامت انجامد ( کلیله و دمنه ) و چون خمره شهد مسموم است که چشیدن آن خوش کند لیکن عاقبت به هلاکت کشد ( کلیله و دمنه ).

مطالب پیشنهادی

استحلاک یا استهلاک ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.7 تعداد آرا: 445

هنوز کسی رای نداده...