حتما برای شما هم پیش آمده است کلمه « مضاعف » را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( مضاعف یعنی چه ?).

معنی مضاعف
معنی مضاعف

معنی مضاعف

مترادف و معادل واژه مضاعف:

  • دوبرابر
  • دوچندان
  • دومقابل
آوا:/mozA~af/
اشتباه تایپی: lqhut
نقش: صفت
مضاعف به انگلیسی:binary
double
twofold
doubled
multiplied
[pump] double – acting
noun governing the genitive
معنی مضاعف
معنی واژه مضاعف در لغتنامه معین ?

(مُ عَ ) [ ع ] (ص) دو برابر شده، دو چندان شده

معنی واژه مضاعف در فرهنگ عمید ?

دو برابر، دو چندان

تلفظ مضاعف

مضاعف در لغتنامه دهخدا

مضاعف [ م ُ ع َ ] ( ع ص ) دو چند، دوچندان، هرچیز دوچندان شده و دوبرابر و افزون: هرچند، معنی جرایم او به معاذیر اجوف و تهاونهای معتل مضاعف گشته است، گوید هر یکی را از شماو ایشان عذاب مضاعف و مکرر است. ( تفسیر نسفی سوره 7 آیه 38 ) ای پروردگار ما ایشان را به عذاب مضاعف گرفتار کن ( تفسیر نسفی سوره 33 آیه 68 ) آنها راست جزای مضاعف بدانچه کردند ( تفسیر نسفی سوره 34 آیه 37 ) چون مخالفان اضعاف مضاعف قزلباش بودند، اثری بر سعی و کوشس ایشان مترتب نشده ( عالم آرا ص 231 ).

مضاعف شدن: دوچندان شدن: مضاعف شود عذاب مهتران بر عذاب کهتران ( تفسیر نسفی سوره 11آیه 20 ) مضاعف شود بر وی عذاب روز قیامت ( تفسیر نسفی سوره 25 آیه 69 ).
مضاعف کردن: دوچندان نمودن و دوبرابر کردن و ضعف کردن: خدای تعالی … آن را مضاعف کند ( تفسیر نسفی سوره 4 آیه 40 ) مضاعف کرده شود مر ایشان را ( تفسیر نسفی سوره 57آیه 18 ) اگر یک نیکی بود از بنده مؤمن آن را مضاعف کند، یکی از ملوک عرب شنیدم که متعلقان را همی گفت که مرسوم فلان را چندانکه هست مضاعف کنید که ملازم درگاه است.


مضاعف گردانیدن: دوچندان ساختن : مضاعف گرداندش خدای تعالی به اصناف بسیار فراوان ( تفسیر نسفی سوره 2 آیه 245 ) گویند ای پروردگار ما هرکه ما را این پیش آورد مضاعف گردان وی را عذاب در آتش سوزان ( تفسیر نسفی سوره 38آیه 61 ) وام دهیت خدای را عز و جل وام نیکو مضاعف گرداند آن مر شما را ( تفسیر نسفی سوره 64 آیه 16 ).
– وردالمضاعف: گل صدبرگ.
– نرگس مضاعف: نرگس پرپر :

برای دیدن او نرگس مضاعف را
دو چشم گوئی در بوستان چهار شده ست (سیدحسن غزنوی)

|| دوبرابر کردن عدد را مضاعف گویند، مانند ضرب کردن دو عدد در یکدیگر و رجوع به مفتاح المعاملات چ بنیاد فرهنگ ص 45 و شمارنامه چ بنیاد ص 11 و ترجمه مفاتیح العلوم چ بنیاد ص 179 و ضعف شود.

|| فعلی را گویند، اعم از ثلاثی مجرد یا مزید فیه ، که عین الفعل و لام الفعل آن از یک جنس باشد مانند: «رد» و «حد» و اگر فعل رباعی باشد باید فاءالفعل و لام الفعل اول آن و همچنین عین الفعل و لام الفعل ثانی از یک جنس باشد مثل : زلزل و تقلقل.

|| مرحوم دهخدا این کلمه را معادل «پرولی فر» فرانسوی گرفته است و آن ازگلهائی است که «دم گل » آنها بر زبر تخمدان گل به رشد خود ادامه میدهد و از گلبرگها و کاس برگ می گذرد و نمو می کند و شکوفه می دهد و با گلهای پربرگی احاطه می گردد.

مطالب پیشنهادی

مضاعف یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.9 تعداد آرا: 333

هنوز کسی رای نداده...