حتما برای شما هم پیش آمده است کلمه « اعانه » را بشنوید یا مشاهده کرده باشید و از معنی دقیق آن مطلع نباشید، در این مطلب معنی دقیق این کلمه را مرور میکنیم ( اعانه  یعنی چه ?).

معنی اعانه
معنی اعانه

معنی اعانه

مترادف و معادل واژه اعانه:

  • کمک
  • یاری
آوا: /~e~Ane/
اشتباه تایپی: huhki
نقش: اسم
جمع اعانه:اعانات
اعانه به انگلیسی:benevolence
charities
dole
handout
offering
subscription
relief fund
charitable contribution
اعانه به عربی:اعانة مالیة
اغاثة
مساهمة
منحة
منفعة
وفرة
معنی اعانه

معنی اعانه در لغتنامه دهخدا

اعانه [ اِ ن َ ]( ع مص ) کمک : اگر اعانه شما نبود من مغلوب می شدم، مساعدت، عون، معونه، یاری کردن و رجوع به اعانة و اعانت شود.

|| ( اِ ) پولی که برای کار خیری داده شود: برای افتتاح یک مریضخانه اعانه جمع می کنیم، آنچه از مال رفع حاجت کسی را برایگان دهند. آنچه برای امری خیر برایگان بخشند، مالی که فقیری یا کاری عام المنفعه را دهند، ج اعانات، رجوع به اعانات شود.

  • – اعانه دادن: کمک دادن به انجمنهای نیکوکاری
  • اعانه بگیر: کسی که از دیگران برای کاری خیر اعانه و پول بگیرد
  • – اعانه جمع کردن: پول برای امر خیر گرد آوردن. گردآوری پول برای سازمانهای ملی و اجتماعی
  • اعانه خواستن: طلبیدن اعانه. خواستن اعانه و پول برای کارهای عمومی و خیر
  • اعانه گرفتن: پول نقد و یا اشیاء دیگری برای سازمانهای خیریه از خیرخواهان و نیکوکاران گرفتن
  • – وجه اعانه یا اعانه: وجه نقدی که برای کمک و مدد خرج بکسی می دهند و آن را وجه اعانه گویند
معنی اعانه در لغتنامه معین ?

(اِ نِ ) [ ع . اعانة ]=
۱ – (مص م ) کمک کردن
۲ – (اِمص) یاری، کمک ج اعانات

معنی اعانه در فرهنگ عمید ?

یاری کردن، یاری دادن، کمک کردن.

اعانات در لغتنامه دهخدا

اعانات [ اِ ] ( ع اِ ) ج ِ اعانه، رجوع به اعانه و اعانت و اعانة و اعانت جستن و اعانت کردن شود.

|| بخشش روح القدس می باشد و هم قصد از خدمات شماسان که برای فقرا و مریضان کنند، و رجوع به اعانه و اعانت شود.

جمع اعانه یا بخشش روح القدس می باشد و هم قصد خدمات شماسان که برای فقرا و مریضان کنند .

اعانت یعنی چه ?

مترادف و معادل واژه اعانت:

  • اعانه
  • کمک
  • مدد
  • یاری

اعانت در لغتنامه دهخدا:

اعانت [ اِ ن َ ] ( ع مص ) یاریگری و استعانت و مدد و نصرت و یاری و امداد و کمک و شفقت و مهربانی و دستگیری و حمایت، یاری دادن، مضافرت، مظاهرت، معاونت، یارمندی، دستیاری، مساعدت، یاری کردن.
– اعانت جستن: یاری طلبیدن، استمداد کردن، یاری خواستن، کمک طلبیدن.
– اعانت کردن: نصرت کردن، یاری دادن، مظاهرت کردن، یاریگری کردن، پشتیبانی کردن، کمک کردن، تطریع، یاری کردن، معاونت کردن، مساعدت کردن، امداد کردن: اشَفْع: اعانت کردن کسی را برعداوت و ضرر کسی. ( منتهی الارب ).
– اعانت نمودن: اعانت کردن، اِشبال.

اعانة [ اِ ن َ ] ( ع مص ) نزدیک شتر آمدن به اعانه، نزدیک شتر آمدن برای اعانت || اعانه ابل و جز آن، پیش چشم کردن آن تا آن را بچشم ببیند یا دست بر بالای چشم داشتن چنانکه عادت نگریستن است برای دیدن کسی یا چیزی || بچشمه رسانیدن آب را.

رسانیدن چشمه ها به زمین آبدار یا زه آب، و در این معنی بی اعلال هم آمده است.

|| یاری دادن، یقال: رب اَعنی و لاتُعِن ْ علی، یاری دادن، یاری کردن.
– اعانه کسی بودن: یاور و پشتیبان کار وی بودن.
|| اعانه کسی از دیگری: رهایی دادن وی را.

مطالب پیشنهادی

اعانه یعنی چه ?

به این پست امتیاز بدید...

خیلی ضعیف/ضعیف/متوسط/خوب/عالی

میانگین امتیازات :4.6 تعداد آرا: 222

هنوز کسی رای نداده...